ناگفته های دلم

برای پروانه شدن پیله ی دستان تو کافیست.....

ناگفته های دلم

برای پروانه شدن پیله ی دستان تو کافیست.....

ناگفته های دلم

سلام.....
یلدا هستم
عاشق پاییزم
تولدم :شب یلدا

کلمات کلیدی
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۷/۱۷
    _o_

تجربه

چهارشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۱۶ ب.ظ

آدم ها عجیب ترین موجودات روی زمین هستند حتی ی جاهایی از رفتاری ها خودت تعجب میکنی

یک ساعت با خنده و قهقه ساعت دیگه گریه و آه و فغان

دیروز با محمد آشنا شدیم پسر کوچولو سفید چشم رنگی که فوق العاده شیرین بود

محمد عراقی بود پدر ومادرش دانشجوی دانشگاه ما هستند

اولش که فکر میکردم فارسی بلد نباشه ! اما با لهجه و طرز صحبت بامزه فارسی صحبت میکرد

به مهسا میگفت تو دوست من  ! ولی تو (منظورش من بود) دوست نه !

پدر محمد ترکیبی از عربی فارسی وانگلیسی صحبت میکرد

محمد رو صدا کرد و گفت محمد گیو می فایو

من و مهسا و فرزانه میثم رو پله های  راهرو دانشکده نشسته بودیم

محمد وسط ما نشسته بود و هرچند دقیقه با مهسا و میثم بزن قدش میکرد !

احسان هم به جمع ما پیوست ، همه از دیدن این پسربچه ذوق زده بودیم

روز قبل احسان با تیپ جدید رویت شده بود  اول بار که دیدمش  گفتم نشناختمت  باید یک عکس با این تیپ ازت بگیرم

امروز که محمد  اونجا بود بهانه خوبی داشتم برای عکس گرفتن ازش ! باشد که یک روز یادگاری باشه روزی روزگاری در فلان دانشگاه درایام جوانی باهم دوست بودیم !

پس گوشیم رو اماده کردم وبه میثم و احسان و محمد گفتم ژست بگیرید میخوام عکس بگیرم !الحق که عکس خوبیم گرفتم .

محمد که حسابی با مهسا جور شده بودو  هیچ جور از مهسا جدا نمیشد

وقت خداحافظی محمد با همه دست داد و با همه یک عکس یادگاری گرفت

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۲۲

نظرات  (۱)

یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد؟
پاسخ:
what?

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی